[ شنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۳ ] [ 13:52 ] [ گنـــدم ] | از وقتی که عقد کردیم ، جناب همسر وقتی میدید بشدت نگران اضافه شدن وزنم هستم گفت برو باشگاه که هم حوصلت سر نره هم بدنت یه نرمش و حرکت داشته باشه. اینجوری دیگه نگران اضافه شدن وزنتم نیستی، و خب واسه خاطر اینکه ۵۵۰ تومن هزینه باشگاه از نظر خودم هزینه زیادی بود، و اینکه دلم نمیومد نه به بابام نه جناب همسر بگم هزینه بدید من برم کلاس ورزش!یه مدت خودم شروع کردم ورزش تو خونه و خب فایده نداشت. تا اینکه الان موقعیت پیش اومده و چند جلسه ای رفتم ورزش.بعد چند روز پیشا مامان درومده میگه که منم میتونستم قبلا از بابا پول بگیرم برم ورزش ، اون زمانی که حتی هزینش خیلی خیلی ارزونتر بود، ولی بخاطر اینکه بابا اذیت نشه و لاب لاب لاب نرفتم!یا اینکه الان در اصطلاح تازه عروس محسوب میشمو باید شیک و تمیز و مرتب باشم، اون موقع مامان نمیزاره حتی به همسرجان بگم بریم یه خرید کوچولو فلان چیزو بخرم، یا حتی اصلا خودم بخرم. تنها راه حلش اینه که بشین خودت بدوز که هزینش برات کمتر در بیاد!در حالی که همسرجان خودش دیشب چند دست لباس رفتیم خرید برا محرمش و من یک هفتست دارم دو دست مانتو میدوزم برا محرم خودم :)و دو روزه به شدت شونه ی سمت چپم درد میکنه و از دیشب تا حالا واقعا اعصابم بهم ریخته.ورزشی که میرم تنها هزینه ای که کردم همون هزینه کلاسه.کفشم همون کفش ورزشی ای هست که بیرون میپوشم، فقط هر وقت بخوام برم باشگاه کف کفشو میشورم.بطری آبمم یه بطری آب معدنی کوچیکه که روز قبل ورزش پر آب میکنم، شلوارمم همون شلواریه که همیشه بیرون خونه میپوشم :)و اینا بشدت اعصابمو بهم میریزه خدایا.......
ادامه مطلبما را در سایت خدایا.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:15