خرید بک لینک

نوشته بود که وقتی آدم به اوج یه احساسی میرسه چشمه ی اشکش میجوشه .

و وقتی گریه بکنه ، حس آرامش میگیره، آروم میشه، همه چی بهتر میشه گویا 

ولی چرا من اشکام 1 نمیشن.

چرا بعد هر گریه ای سنگین تر میشم؟

چرا اون آرامشه نصیبم نمیشه؟

بخوای حساب کنی به اوج غم و شادی رسیدم ، ولی نه گریه تموم میشه ، نه من آروم میشم :)

+ خیلی راحت چیزای کوچیک یادم میره، یادم میره دارم چیکار میکنم، یا اصن چیکار میخواستم بکنم، فلان چیزی که دستم بوده رو دو سه دیقه پیش کجا گذاشتم ....

1 یادم بره تموم تلخیای این مدتو :)

این دوره تموم 1 من شدم یه افسرده ، شایدم یه روانی :)

برچسب: نویسنده: مهدی کاشفی تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 3:42

صفحه بندی