
[ پنجشنبه سوم فروردین ۱۴۰۲ ] [ 0:24 ] [ گنـــدم ] | برای شادی روحم… کمی غــزل، لطفاًدلم پر از غم و درد است… راهِ حل لطفاًهمیشه کام مـــــرا تلخ می کند دنیـا…به قدرِ تلخیِ دنیــــای تان… عسل لطفاًمرا به حالِ خودم ول کنیـــــد آدم هـا…فقـــــط برای دمی… گریـــــه لااقـل ،لطفاًکسی میان شما عشق را نمــــی فهمد…ادا…دروغ… بس است این همــه دغل لطفاًکجاست کوه کنـــــی تا نشان دهد اصلاً…به حرف نیست که عاشق شدن… عمل لطفاًبه زور آم...
ادامه مطلب
صبحِ امروز , واسهxa0 پسرم که بعدها خواهدامد یادداشتی نوشتم وکنارِ تخت گذاشتم :" عزیزم! به گمانم وقتِ آن رسیده که برای خود معشوقه ای پیدا کنی؛برایش شاملو بخوانی , گیتار بزنی , گیسوانش را لا به لایِ انگش...
ادامه مطلب
نمیدونم چی شد که مامانم برام درمورد قسمت گفت:تو یادت میاد ننه جونو؟(مادر بزرگِ پدریِ پدرم :) ).xa0یه روزی برام تعریف کردن که یه چوپونی بودهxa0هر روز بعد کارش وقتی از درِ یه خونه ای رد میشده یه بچه همیشه ج...
ادامه مطلب
تا حالا شده دلتون برای چیزایی که نداشتید تنگ بشه؟برایِ آغوشی که هیچوقت سهمتون نشده،برای تمامِ کافههایی که با هم نرفتید،خیابونایی که با هم قدم نزدید،تمام نگاههایی که توی نگاهتون حل نشده،تمام شعرهایی...
ادامه مطلب